تبليغاتX
هوا را از من بگیــــر خنده ات را نه!

بی اسم: (فقط برای تو)

 

در معبدی که خدای و بنده اش

می گریند

باید بر قبلــــه ات نمـــــاز داشت.

ـــ ای پری گونه ی من

زیبایی ات را به آینه هـم نفــروش ـــ

نه

تو را نیفروخته ام بر تاریکی ام

تا به شمعی بسوزی

ای زلال ترین اشک رویا.

ـــ ای دخترک مسـرور بهاری

به زمستـانی چون من تن مسپار ـــ

آسمان معبر توست...

 

دیگر بغض مجال سرودنم نداد؛فقط بگویم که هر وقت مرا دیدی روی بر گردان شاید آنسوتر که می نگری؛دیگری لایق ات باشد.هرگز نمی خواهم تو را اسیر بیهودگی خود کنم آنچنان که می اندیشی.می خواهم به بالاترین ها صعود کنی پس هر کجا می خواهی برو،حتا بی من.در قید اسارت هیچ کس نخواهی ماند می دانم.ای جسارت دخترانه همیشه دوستت خواهم داشت.نمی خواهم ای خوب من اینگونه با بدی هایم همنشین باشی؛تو رویای من هستی پس همیشه دست نیافتنی باش.مرا ببخش...

اگر دیگر مرا دوست نداری،دیگر مرا نمی خواهی باشد.همیشه به تو ایمان خواهم داشت هر چند همیشه مرا آنچنان که لایق اش نبودم انکار کردی.ولی هیچ اشکالی ندارد.تو خیلی خوبی فرشته ی من؛... .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 13:3  توسط عماد  | 

کاش می توانستم

شادی را

آنچنانکه فرخنده می بایست

شاد باشم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 20:54  توسط عماد  |