بدرود:
به هم می رساند همین راهی از هم دورمان کــرده است
دستی که با تو بدرود می کند
خیابان و خانه هایی که با هم طی کردیم
نامم را بخاطر بسپار!
دوباره عاشق خواهی شد*
نامم
چشمی ست که خیابان را دوره کرده استدرختانی که ایستاده بدرود می کنند
با سگی که ولنتاین
را پارس می کندچهارشنبه
هنوز جای صلیب روی قلب ماه خالی استنامم را به یاد آور!
دوباره عاشق خواهم شد
توضیح واضحات:
*علی عبدالرضایی/تنها آدم های آهنی در باران زنگ می زنند